الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
282
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
3 . حبس مست تا هوشيارى آراى ديگر مذاهب ابو ماجد حنفى : من نزد عبد اللّه بن مسعود نشسته بودم يكى از مسلمانان پسر برادرش را پيش او آورد و گفت : اى ابو عبد الرحمن ! اين پسر برادرم را مست يافتم . عبد اللّه گفت : خوب تكانش دهيد و دهانش را بو كنيد . تكانش دادند و دهانش را بو كردند ديدند مست است . او را به زندان بردند فردا كه شد من آمدم و او را آوردند . « 1 » بيهقى : ابو عبيده گفت : اين حديث را برخى از اهل علم قبول ندارند . شيخ گفته است : به جهت اينكه يحيى بن جابر ضعيف و ابو ماجد مجهول است . « 2 » نظر نگارنده : وجهى براى تأخير حد نيست ، مگر اينكه گفته شود : آدم مست چون درد و شكنجهء حد را حس نمىكند براى اينكه آن را بچشد تأخير مىافتد يا نصّى در مقام - اگر باشد - هست و شيخ طوسى هم به فاصله فتوا داده بدون اينكه به حبس اشاره كند و گفته است : بر مست در حالت مستى حد جارى نمىشود ، بلكه صبر مىكنند تا هوشيار شود بعد بر او حد جارى مىشود . « 3 » بيهقى : فقيهان اهل مدينه مىگفتند : مست تازيانه نمىخورد تا هوشيار شود . « 4 » 4 . حبس مست اقراركننده به حق مست اگر به حقّى اقرار كرد از او پذيرفته نمىشود ؛ زيرا از نظر ما اقرارهاى مست غير از آن چه دليل داريم ؛ مثل ضمان تلفشدهها ، كافى نيست . آرى ، از فقيهان ما ابن جنيد اسكافى نظرش اين است كه اقرار مست پذيرفته مىشود . ولى از نظر اهل سنّت اقرارهاى مست در حقّ الناس قبول مىشود ؛ مانند اقرار به قذف كه حبس مىشود تا هوشيار شود و براى قذف حد مىخورد سپس حبس مىشود و براى شرب خمر حد مىخورد .
--> ( 1 ) . مصنّف ابن ابى شيبه ، ج 10 ، ص 36 ، ح 8674 ؛ مصنّف عبد الرزاق ، ج 7 ، ص 370 ، ح 13519 ؛ كنز العمّال ، ج 5 ، ص 401 ، ح 13426 . ( 2 ) . سنن الكبرى ، ج 8 ، ص 318 . ( 3 ) . نهايه ، ص 712 ؛ نك : محلّى ، ج 11 ، ص 371 ؛ اختيار ، ج 4 ، ص 98 . ( 4 ) . سنن الكبرى ، ج 8 ، ص 318 .